الشيخ البهائي العاملي

918

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

باشد امّا شوهر با او دخول نكرده باشد و زنا كند . سوم : حدّ مردى است كه زنا به زن صغيرى يا ديوانه‌اى كند . چهارم : حدّ زنى كه شوهر داشته باشد [ 1 ] و طفلى به او زنا كند به رضا و رغبت او . پنجم : دو زن كه در زير يك لحاف برهنه بخوابند و دو مرتبه ايشان را تعزير كرده باشند . ششم : حدّ كسى كه در ميان پايهاى مردى ديگر منى خود را بريزد و زن نداشته باشد . [ 2 ] هفتم : زنى كه با زنى مساحقه كند ، و بعضى از مجتهدين برآنند كه اگر شوهر داشته باشد ايشان را سنگسار بايد كرد « 1 » . قسم چهارم : صد تازيانه و تراشيدن موى سر و از شهر بيرون كردن است ، و آن حدّ مرد آزادى است كه بكر باشد - يعنى زن نخواسته باشد - و زنا كند ، و بعضى تفسير بكر چنين كرده‌اند كه : زن داشته باشد امّا به او دخول نكرده باشد « 2 » چه حدّ او آن است كه صد تازيانه بزنند و سرش را بتراشند و يك سال او را از آن شهر بيرون كنند . [ 3 ] و بر زن تراشيدن موى سر و از شهر بيرون كردن نيست . قسم پنجم : پنجاه تازيانه است ، و آن حدّ بندهء بالغى است كه زنا كند ، خواه مرد باشد يا زن خواه زن شوهر داشته باشد و خواه نداشته باشد . و بربندگان تراشيدن موى سر و از شهر بيرون كردن نيست . قسم ششم : هفتاد و پنج تازيانه است كه سه ربع حدّ است ، و آن حدّ دو گروه است : گروه اوّل : حدّ جماعتى كه نصف ايشان آزاد باشد و نصف ايشان بنده و زنا كنند ، در اين صورت نصف حدّ آزاد كه پنجاه تازيانه است و نصف حدّ بنده كه بيست و پنج تازيانه

--> [ 1 ] - و همچنين هرگاه شوهر نداشته باشد . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 2 ] گذشت كه هرگاه زن داشته باشد نيز چنين است بنابر اظهر . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] قول ثانى شايد احوط باشد . ( تويسركانى ) ( 1 ) شيخ طوسى ، نهايه 3 : 309 . ابن برّاج ، مهذّب 2 : 531 . ابن حمزه ، وسيله : 414 . ( 2 ) شيخ طوسى ، نهايه 3 : 288 . ابن زهره ، غنيه : 424 . يحيى بن سعيد حلّى ، جامع شرايع : 550 . قطب الدين كيدرى ، اصباح الشيعه : 514 .